
بررسی آثار هنری، که سینما نیز یکی از آنها محسوب می شود؛
کاری است بس دشوار، که نیاز به شناخت دقیق هنر در درجه اول و ثانیا اشراف بر
ابعاد مختلف عواملِ موثر بر خلقِ اثرِ هنری دارد و صد البته اگر دو مورد فوق محقق
شود، همواره باید به این روایت نورانی امیرمومنان نیز توجه داشت که حبّ شی یُعمی و
یُصم.
قلاده های طلا را می توان از دو جنبه بررسی کرد. نخست با یک
نگاه مطلق گرا و ایده آل سنج، ساخته طالبی را با ساخته های روز سینمای جهان
بسینجیم و سپس از منظری دیگر، فیلم را با نگاهی نسبی و واقع بینانه، در میان آثار
موجود در سینمای فعلی مورد ارزیابی قرار دهیم.
برچسبها:
قلاده های طلا,
ابوالقاسم طالبی,
سینماادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 15:11  توسط سید محمدرضا فیاضی
|

باید
گفت نامگذاری سال 91 تحت عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار وسرمایه
ایرانی، نه تنها شعار جدیدی نبوده و نیست بلکه در واقع تاکید مجدد بر شعار
سال گذشته ای است که آنچنان که باید و شاید به آن توجه نشد و اگر کمی دید
خود را مرتفع تر کنیم خواهیم دید حتی شعار جهاد اقتصادی نیز در تبیین شعار
همت مضاعف، کار مضاعف طرح شد! این امر اولا نشان دهنده دید ماکروسکوپیک و
کلان رهبری در ترسیم اهداف اصلی نظام می باشد و ثانیا نشان دهنده ضعف جبهه
انقلاب اسلامی در تبیین مسائل فوق برای توده مردم است که به ناچار بار این
کوتاهی نخبگان، به دوش رهبری انقلاب تحمیل شده است تا با ورود ریزتر به
شعارهای مطرح شده، خود مسئولیت تبیین میکروسکوپیک را نیز برعهده گیرد!
برچسبها:
جهاد اقتصادی,
تولید ملی,
کار,
سرمایه,
سال 91ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 12:14  توسط سید محمدرضا فیاضی
|
گاهی باید نوشت. از کجا و از چه نمی دانم. فقط باید بنشینی و دق و دلی
دردهایی که برای شنیدنشان شنونده ای نیست؛ سر قلم و کاغذ بیچاره ای خالی
کنی که قرار است حکایتگر قصه پر غصه جدایی باشند. جدایی نسلی از نیستان
هویتش. هجری که اگر مرد و زن از نفیر این ظلم و جفا، روز و شب بنالند؛
بازهم کفاف این مصیبت عظیم نخواهد بود!
در سینمایی که درآمدسازی و شهرت طلبی جایگزین پیشبرد آرمان های یک ملت
شود؛ چاقوی تیز سینما، جان عقاید نسل جوان را خواهد گرفت و کار به جایی می
رسد که سینماگر، برای جلب توجه مخاطب، از هر وسیله ناصوابی استفاده کرده و
به جای شرمساری از استعمال شوخی های جنسی و رکیک در ساخته اش؛ با وقاحت خود
را انسانی رکیک و متعلق به سینمایی سخیف می داند! همین می شود که سرتاپای
سینما و تلویزیونمان مملو از آثاری است با ماهیتی فکاهی و هزل گونه؛ که
لودگی را به جای طنز به خورد مخاطب مسلمانی می دهد که قرار است مشمول و
عباد الرحمنی باشد که هم عن الغو معرضون اند!
برچسبها:
جشنواره فجر,
سینما,
آوینی,
هنر,
فیلمادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 5:9  توسط سید محمدرضا فیاضی
|
حالِ امروز سینمای غرب، به عنوان نمودی از آینه باطنی انسان امروزی؛ ساده و
در عین حال پیچیده است! ساده از این جهت که انسان غربی در تمنای پاسخ به
نیازهای فطری خود، به بیراهه رفته و سخت عاجز است و پیچیده از این لحاظ که
با تلاش های بیهوده و متوهمانه، هر روز بیش از پیش در منجلاب این نیست
انگاری فرو می رود و سینما در تفکر بشر غربی، به ابزار دستی برای مغروق تر
شدن در دنیای خیالی مبدل گشته است تا با ساخته های رویاپردازانه اش بیش از
پیش غرق در توهمات نفسانی باشد.

گاهی برای غرق شدن در لذات جنسی، همه حریم ها را می درد و صنعت پورنو
تاسیس می کند. گاهی قوه غضبیه اش را لجام گسیخته می کند تا هرچه در توهمات
رذلش می گذرد هویدا کند. گاهی تاریخ و تمدن می سازد و خود را، قهرمانِ
تاریخی جلوه میدهد که نداشته؛ گاهی در پاسخ به عجز و تنهایی اش، سوپر
قهرمانانی خلق می کند که خود بر خیالی بودنشان واقف است. گاه ترس ناشی از
عاقبتش، موجودات فضایی را به جان زمین می اندازد و گاه عاقبت زمین را
آنگونه که در رویاهای خود تمایل دارد رقم می زند!
برچسبها:
هالیوود,
سینما,
آوینی,
hollywood,
فیلمادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 8:22  توسط سید محمدرضا فیاضی
|
به نام خداوندی که خالق عشق است و شیرینی!

میرکریمی را شاید با مجموعه تلویزیونی″بچه های مدرسه همت″ بشناسیم؛ شاید هم با کارهای متفاوتِ سینمایی اش چون؛ ″کودک و سرباز″، ″زیر نور ماه″، ″اینجا چراغی روشن است″، ″خیلی دور خیلی نزدیک″ و″ به همین سادگی″. اما این بار، کارگردان جوان و خوش ذوق که رزومه هنری اش نشان از علاقه و مهارت او برای داستان سرایی دارد؛ ″حبه ی قندی″ ساخته، تا از پس لایه های فراوانِ داستانِ به ظاهر ساده اش؛ مذاقِ تماشاچی ایرانی را حسابی شیرین کند!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 3:15  توسط سید محمدرضا فیاضی
|
بالاخره پس از کش و قوس های فراوان دوساله؛ یکی دیگر از فیلم های ضدصهیونیستی سینما ایران، اکران شد. پرویز شیخ طادی که، سرزمین پدربزرگ، دایناسور، سومین روز پس از مرگ، سینه سرخ، پشت پرده مه، روایت سه گانه(اپیزود اول، یک آرزوی کوچک)، دفتری از آسمان را در کارنامه کارگردانی خود دارد؛ این بار ساخت فیلمی متفاوت را، چه از حیث موضوع و چه از لحاظ ساخت به عهده دارد.
کارگردان این اثر که به حق، یکی از دغدغه مندترین کارگردانان سینمای ایران است؛ شکارچی شنبه را با ساختاری دراماتیک و داستانی، ساخته تا به روایت برخی از زوایای پنهان فعالیت های صهیونیسم بپردازد و به گفته خود، پرده ای از نیات شوم این فرقه ضاله برداشته و ماهیت فکری آن ها را برملا سازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 9:51  توسط سید محمدرضا فیاضی
|
دو سال از حضور دکتر حسینی در سمت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم
میگذرد. دو سالی که خوشبختانه سیاستهای دولت نیز رنگ و بوی فرهنگی به خود
گرفت و اقدامات قابل توجهی برای ارتقای سطح فرهنگ و اندیشهی ایرانی در
جامعه و معرفی فرهنگ ایرانی – اسلامی به سایر ملتها صورت گرفت. نکتهی
مورد بحث بخش چشمگیری از سیاستهای فرهنگی وزارت ارشاد دولت دهم است که در
حوزهی سینما متمرکز و گاهاً به جنجالهای عجیبی در سطح رسانهها منجر
شدند.
هر کدام از برنامههای وزارت ارشاد از سوی عدهای از اهالی سینما مورد
انتقاد قرار گرفت و این به نظر طبیعی میرسد که همواره نمیتوان نظر مثبت
همهی سینماگران را نسبت به یک موضوع جلب نمود.
در این دو سال طرحهای خوبی چون حمایت از بخشهای فرهنگی در سراسر ایران و
تشکیل سازمان سینمایی و... شروع به کار نمودند که بررسی میزان موفقیت
آنها فعلاً مورد بحث ما نمیباشد.
شب گذشته یکی دیگر از این طرحهای سینمایی با نام «طرح اکران فیلمهای با
مخاطب خاص» در برنامهی هفت مورد نقد و بررسی قرار گرفت. صحبتهایی که به
مشاجرهی مهمان برنامه با یکی از مسئولان حوزه هنری نیز منجر شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 19:55  توسط سید مهدی موسوی
|
توهین به اسلام و دادن نسبتهای ناروایی
چون خشونت، بیعدالتی و تحجر به مسلمانان، اقدام امروز و دیروز و بعد از
انقلاب اسلامی دشمنان نیست که این دهنکجیها به دینی که نوید عدالتگستری
آن را تمام ادیان الهی پیشین دادهاند از همان اوایل ظهور اسلام در عربستان
شروع شده بود؛ منتهی ابزارهای آن روزبهروز پیشرفتهتر شدند تا به قرن
کنونی رسیدند.
ظهور سینما و همهگیرشدن این
رسانه در سرتاسر جهان برخی از این معاندان و کافران را برآن داشت تا با
زبانی دیگر با ادیان الهی به مبارزه بپردازند. زبانی که رنگ و لعاب بهتری
داشت و مخاطب برای دریافت مفاهیم و پیامهای آن به سواد چندانی نیاز نداشت.
قصد طولانی کردن نوشته و صحبت در مورد تواناییهای این رسانه نیست. هر چند
که هنوز هم گروههای تاثیرگذار و مرجع مثل برخی از مراجع و مجتهدان، یا
برخی از مسئولان متدین و قضات مسلمان انقلابی نه تنها به سینما نمیروند
بلکه در مورد محتوای فیلمهای روز نیز چیزی نمیدانند. پس تعجبی هم ندارد
که این افراد به ندرت و فقط موضعگیریهایی در مورد برنامههای تلویزیون
داشته باشند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 19:53  توسط سید مهدی موسوی
|